تبليغاتX
زيتون سياه - شبی بیاد ماندنی
فال حافظ
و غزل شاهد

از من جدا مشو که توام نور دیده ای
آرام جان ومونس قلب رمیده ای
از دامن تو دست ندارند عاشقان
پیراهن صبوری ایشان دریده ای
از چشم زخم خویش مبادت گزند از آنک
در دلبری به غایت خوبی رسیده ای
منعم کنی ز عاشقی ای مفتیِ زمان
معذور دارمت که تو او را ندیده ای
آن سرزنش که کرد دوست تو را حافظا
بیش از گلیم خویش مگر پا کشیده ای

دیشب پرسیدی که در مورد اتفاقات اخیر چی فکر میکنم.اینکه زمان چقدر زود گذشت و اکنون خود را در مرحله ای از زندگی می بینیم که داره به سرعت سرنوشتمون تعیین میشه.و من باز هم به تاکید گفتم که بیشتر از هر زمان دیگری به این نتیجه رسیدم که مشکلات زیاد و اتفاقات ناگوار ِ احتمالیِ پیامد تصمیم ما ؛ هر چند هم که عمیق و تاثیرگذار باشند هرگز از درستی انتخابی که کردم پشیمان نخواهم شد زیرا برای اولین بار در طول سالهای عمرم به یقین دریافته ام که با ارزشترین گوهر هستی ام را یافته ام.
و اکنون در یک نقطه از زمان،در این دنیای بی کران سرنوشت ما برای بودن در کنار هم تا ابد تعیین خواهد شد.امروز رو هرگز فراموش نخواهم کرد هر چند از چند و چون آن بیخبرم.
عاشقتم

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی
عاشق شو ارنه روزی کار جهان سر آید
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ
چون برق ازین کشاکش پنداشت که جستی

+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/26ساعت 12:10  توسط olive |