![]() |
![]() |
|
|
تورا من چشم در راهم شباهنگام كه ميگيرند در شاخ تلاجن، سايه ها رنگ سياهي وزان دلخستگانت راست اندوهي فراهم؛ ترا من چشم در راهم شباهنگام، در آن دم كه بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند؛ در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام
گرم يادآوري يانه، من ازيادت نمي كاهم؛
تورا من چشم در راهم.......
کاش بودی تا از طعم بوسه هایم می فهمیدی که چقدر دلتنگتم .... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/01/20ساعت 0:53 توسط olive |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
روز سپندار مذگان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
کبوتر ِ سفید در وسط هیچ جا سرسپرده |
|
RSS
|