![]() |
![]() |
|
|
با من صنما دل یک دله کن گر سر ننهم آنگه گله کن مجنون شده ام از بهر خدا زان زلف خوشت یک سلسله کن سی پاره بکف در چله شدی سی پاره منم ترک چله کن دیوانه تر از همیشه ام. دل بی تاب تر از همیشه در این قفس سینه در خون خود می تپد. به راه پر خطر و دشوارت می اندیشم...جاده لغزان و پایت خسته ای سفر کرده...باز آ ! باز آ که این روح نا آرام من تنها با تو آرام میگیرد. باز آ که این درد کشنده ی من تنها یک درمان دارد...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/12/08ساعت 0:53 توسط olive |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
روز سپندار مذگان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
کبوتر ِ سفید در وسط هیچ جا سرسپرده |
|
RSS
|