تبليغاتX
زيتون سياه

   حالا که می ری... بدون که دل کوچیک من خیلی برات تنگ میشه....بیشتر از حد تصورت...

   و بدون که هر لحظه به یادتم تا برگردی...

   یا توی کوچه زیر بارش برفای درشت....یا زیر نم نم بارون...یا زیر آسمون خاکستری...

منتظرم تا برگردی....

   و بدون که بیشتر از همیشه دوستت دارم....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/13ساعت 16:4  توسط olive | 
میدونی امشب از خوشحالی گریه کردم.
نمیدونم چی بگم عزیزم. این بهترین هدیه ای بود که میتونستی به من بدی.اما این شادی توست که این چنین مسرورم میکنه.همیشه میدونستی که به توانایی های تو ایمان داشتم و از قبولی تو شگفت زده نشدم اما اینکه با تمام فشارهای روحی معنوی و مادی و در شرایط بد خانواده و ناآرامی درونی ؛ تو با اعتقاد راستین به هدفمون و پشتکار فوق العاده ات تونستی به هدفت برسی منو هر لحظه بیشتر به وجود بی نظیرت واقف میکنه...
به خاطر همه چیز ممنونم عزیزم. از صمیم قلب تبریک میگم عشقم. بیشتر از همیشه بهت افتخار میکنم مرد رویاهای من...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/04ساعت 23:52  توسط olive |