تبليغاتX
زيتون سياه
زمان ؛خنجر
مسافر ابرآلود
هم اکنون رفت
آخرين مسافر
به پايان نرسيد آخر
ماه حسرت و انتظار؟
کجايي
ماه چهره ام...


زمان ؛خنجر
مسافر ابرآلود
هم اکنون رفت
آخرين مسافر
بپايان نرسيد آخر
ماه حسرت و انتظار؟
کجايي
ماه چهره ام...

شب واژگون ميشود
گلها پژمرده ميشوند
چشمانم اشک آلود ميشوند
خاطره ها مرا هم ميگريند
کجايي  ماه چهره ام

مگر زندانها برپا شده اند
مگر دستبندها زده ميشوند
ببين امروز هم شب شد
کجايي  ماه چهره ام

جواني من
سر بر زانو نهاده است
از آن هنگام که
مسحور عشق شده است

حقيقتي خلق شد
برهنه
و تو
و تو
ماه چهره ام
زماني که چون برگي خشک
از شاخه ام فرو مي افتادي
مانند آهي بلند
از لبانم جدا شدي

بازآ
بازآ
ماه چهره ام
هرکجايي بازآ
بدون تو نميشه
خون ميچکد از چشمانم
اگر توان داري
بازآ
زيرا که من
همچو نفس آخر ميلرزم
زيرا که من
برهنه و عريانم
زيرا که من...

***

شب واژگون ميشود
گلها پژمرده ميشوند
چشمانم اشک آلود ميشوند
خاطره ها مرا هم ميگريند
کجايي  ماه چهره ام

مگر زندانها برپا شده اند
مگر دستبندها زده ميشوند
ببين امروز هم شب شد
کجايي  ماه چهره ام...

 

 

بیاد روز زیبایی که داشتیم..تقدیم به احسان عزیزم

+ نوشته شده در  شنبه 1386/03/12ساعت 23:37  توسط olive | 
شبم سرد
اتاقم خالي از تو
اميد کمرنگ شد
شراب در قدح تمام شد
خيالم محو شد

مگر کوهها
مگرجاده ها
مگر درياها مانع تواند؟

مگر غريبه ها
مگر زبانها
مگر حرفها مانع تواند؟

چرا چرا بازنمي آيي...؟

زمان ايستاد
وقتي از آسمان
صاعقه ها  فرومي افتاد
باران درونم بند آمد
ديگر از انتظار خسته شدم

زمان ايستاد
وقتي از آسمان
صاعقه ها  فرومي افتاد
باران درونم بند آمد
ديگر از انتظار خسته شدم


مگر کوهها
مگرجاده ها
مگر درياها مانع تواند؟

مگر غريبه ها
مگر زبانها
مگر حرفها مانع تواند؟

چرا چرا بازنمي آيي...؟

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/03/10ساعت 21:59  توسط olive | 

کجای این جنگل شب . پنهون میشی خورشیدکم
پشت کدوم سد سکوت . پر میکشی چکاوکم
چرا به من شک میکنی من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو
لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو
دست کدوم غزل بدم . نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو


گریه نمیکنم نرو
اه نمیکشم بشین
حرف نمیرنم بمون
بغض نمیکنم ببین


سفر نکن خورشیدکم . ترک نکن منو نرو
نبود نت مرگ منه . راهیه این سفر نشو
نزار که عشق منو تو . اینجا به اخر برسه
بری تو و مرگ من از رفتنه تو سر برسه


گریه نمیکنم نرو
اه نمیکشم بشین
حرف نمیرنم بمون
بغض نمیکنم ببین


نوازشم کن ببین . عشق میر یزه از صدام
صدام کن و ببین که باز اونچه میگن ترانه هام
اگر چه من به چشم تو کمم قدیمیم گمم
آتشفشانه عشقمو دریایه پر تلاطمم


گریه نمیکنم نرو
آه نمیکشم بشین
حرف نمیرنم بمون
بغض نمیکنم ببین

 

 

 

احسان...چرا رفتی؟من خیلی تنهام...دلم تو رو میخواد...دیگه تنهام نذاریا...

دوستت دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/09ساعت 21:13  توسط olive |