![]() |
![]() |
|
|
زمان ؛خنجر
مسافر ابرآلود هم اکنون رفت آخرين مسافر به پايان نرسيد آخر ماه حسرت و انتظار؟ کجايي ماه چهره ام...
شب واژگون ميشود مگر زندانها برپا شده اند جواني من حقيقتي خلق شد بازآ *** شب واژگون ميشود مگر زندانها برپا شده اند
بیاد روز زیبایی که داشتیم..تقدیم به احسان عزیزم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/03/12ساعت 23:37 توسط olive |
|
|
شبم سرد
اتاقم خالي از تو اميد کمرنگ شد شراب در قدح تمام شد خيالم محو شد مگر کوهها مگر غريبه ها چرا چرا بازنمي آيي...؟ زمان ايستاد زمان ايستاد
مگر غريبه ها چرا چرا بازنمي آيي...؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/03/10ساعت 21:59 توسط olive |
|
|
کجای این جنگل شب . پنهون میشی خورشیدکم
احسان...چرا رفتی؟من خیلی تنهام...دلم تو رو میخواد...دیگه تنهام نذاریا... دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/03/09ساعت 21:13 توسط olive |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
روز سپندار مذگان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
کبوتر ِ سفید در وسط هیچ جا سرسپرده |
|
RSS
|