![]() |
![]() |
|
|
طوفان که فرو نشست
ابرهاي پر غريو که پراکند و نخستين پرتو خورشيد که بازتابيد بر زمين که هنوز از باران خيس است همه چيز بوي زندگي ميدهد از پس آغازي ديگر و رشدي دوباره هر علف و هر بوته تنفس آغاز ميکند هوا تازه و پاکيزه ميشود شاخه هاي درختان سر بر مي آورد گيسوان زوليده دوباره آراسته ميشود و آرامش بار ميگردد همان آرامش پيش از طوفان که همانندي ندارد در هيچ چيز |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/05/04ساعت 22:0 توسط olive |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
روز سپندار مذگان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
کبوتر ِ سفید در وسط هیچ جا سرسپرده |
|
RSS
|