![]() |
![]() |
|
|
SEN IMKANSIZ SIN
SENSIZLIK IMKANSIZ ASHK IMKAN SIZ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/04/22ساعت 19:59 توسط olive |
|
|
باز خواهم گشت به جاده هاي غبارآلود زندگي زيبا اگر هم روزي به پايان رسد اين گره کور معمايي پيچيده تا رفته رفته کم نشود هم از تو هم از وجودم اين گره کور معمايي پيچيده تا رفته رفته کم نشود هم از تو هم از وجودم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/04/17ساعت 19:3 توسط olive |
|
|
هنوز سيراب چشمانت نشدم
نيست،نه هرگز نبود! عشقي که تا پاي مرگ بايستد اگه يه بار ديگه متولد بشيم بايد زندگي کنيم و تنها دوست بداريم هنوز سيراب چشمانت نشدم هنوز سيراب چشمانت نشدم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/04/12ساعت 9:57 توسط olive |
|
|
بايد ببخشي که ترجمه اش اينقدر نا شيواست ؛ آخه مترجمش مبتديه.
من این شعرو خیلی دوست دارم
زندگي بي معنا را انتخاب ميکنم چون شمردن شبهاي تاريک چون شمردن شبهاي تاريک اگر عشق؛ به پايان رسيد ميشد با تو يکپارچه شويم ميشد با تو يکپارچه شويم زمانش فرا رسيد ترکت ميکنم زمانش فرا رسيد ترکت ميکنم گرمايي که به نوک انگشتانت مي خورد همه آثار تو در زندگي من خواهد ماند اگر مرگ؛ همواره ترسيدم تو آب بودي تو آب بودي
ahmad kaya |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/04/11ساعت 14:40 توسط olive |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
روز سپندار مذگان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
کبوتر ِ سفید در وسط هیچ جا سرسپرده |
|
RSS
|