![]() |
![]() |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1384/10/29ساعت 18:11 توسط olive |
|
|
تو هم اي خوب من، اين نکته به تکرار بگو
اين دل آويرترين حرف جهان را، همه وقت نه به يک بار و به ده بار، که صد بار: "دوستم داري ؟" را از من بسيار بپرس "دوستت دارم." را به من بسيار بگو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1384/10/27ساعت 8:52 توسط olive |
|
|
مينويسم از دريايي مانند تو که به سوي کويري مانند من مي آيد و مرا از عشق خود سيراب ميکند...
مينويسم از ستاره اي مانند تو که در آسمان تيره و تار قلبم نشست و شب بي نور و تاريکم را روشنايي بخشيد... تويي همان آغاز نمايان شدن مهتاب آسمان تيره و تار دلتنگيهاي من. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1384/10/25ساعت 10:16 توسط olive |
|
|
نگاهم کردی...ولی ندونستی اون یه لحظه ی تو ، همه ی عمر من بود...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1384/10/23ساعت 18:16 توسط olive |
|
|
وقتي تو هواي سرد گرمم ميکني خيلي احساس خوبی پيدا ميکنم. وقتي تو اين دنياي مملو ازنفرت؛ عشق تو، تو اعماق قلبم نفوذ ميکنه خيلي احساس خوبی پيدا ميکنم. وقتي همه ي پريشاني هام با يه نگاه اطمينان بخش تو ،نابود ميشن خيلي احساس خوبی پيدا ميکنم. وقتي تا ديدن تو لحظه شماري ميکنم تا برات از دغدغه هام بگم که آرومم کني، ولی تا با ديدنت بدون گفتم درد و رنج هام، همشون از خاطرم محو ميشن خيلي احساس خوبي پيدا ميکنم. وقتي می آی هاله ی عشق همه جا رو فرا میگیره، همه جا گرم میشه، همه جا رنگین میشه. من خيلي احساس خوبي پيدا ميکنم. وقتی سرم رو میذارم روی سینه ات ، وقتی موسیقی قلبت همه ی دنیامو فرا میگیره خيلي احساس خوبي پيدا ميکنم. من بدون تو این نیستم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1384/10/22ساعت 12:38 توسط olive |
|
|
اولین برف زمستانی یکشنبه بارید. باران تندی که از روز قبلش شروع شده بود صبح به برف تبدیل شد. هوا خیلی سرد شده.اگه بود میگفت عسل من عاشق این هواس... راست میگفت! من عاشق برفم. اما برفی که وقتی با همیم بباره، نه برفی که تنهاییمو سرد و سفید کنه...من خیلی تنهام. چرا نمی آی؟
مگه نمیدونی که گیاه های حساس توی سرما به مراقبت بیشتر نیاز دارن،هوای مرطوبتر، آب بیشتر، مهربونی و گرما.مگه نمیبینی که هوا چقدر سرد شده... پشت شیشه برف میبارد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1384/10/21ساعت 17:58 توسط olive |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1384/10/11ساعت 17:56 توسط olive |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1384/10/11ساعت 17:45 توسط olive |
|
|
هل جزاء الاحسان الا الاحسان؟
دوست دارم کریسمس مبارک عزیزم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1384/10/10ساعت 18:14 توسط olive |
|
|
کجای این جنگل شب . پنهون میشی خورشیدکم
پشت کدوم سد سکوت . پر میکشی چکاوکم چرا به من شک میکنی . من که منم برای تو لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو دست کدوم غزل بدم . نبض دل عاشقمو پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو گریه نمیکنم نرو اه نمیکشم بشین حرف نمیرنم بمون بغض نمیکنم ببین سفر نکن خورشیدکم . ترک نکن منو نرو نبود نت مرگ منه . راهیه این سفر نشو نزار که عشق منو تو . اینجا به اخر برسه بری تو و . مرگ من از . رفتنه تو سر برسه گریه نمیکنم نرو اه نمیکشم بشین حرف نمیرنم بمون بغض نمیکنم ببین نوازشم کن ببین . عشق میر یزه از صدام صدام کن و ببین که باز . اونچه میگن ترانه هام اگر چه من به چشم تو . کمم قد یمیم گمم اتشفشانه عشقمو . در یا یه پر تلا تمم گریه نمیکنم نرو اه نمیکشم بشین حرف نمیرنم بمون بغض نمیکنم ببین ...................... ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1384/10/03ساعت 9:22 توسط olive |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
روز سپندار مذگان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
کبوتر ِ سفید در وسط هیچ جا سرسپرده |
|
RSS
|