تبليغاتX
زيتون سياه
   من بی تو چونان اهورایی بی زرتشتم که در پس دیوارهای بلند قلعه ام  خلقتی بیهوده را به سوگ نشسته ام...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/03/15ساعت 20:23  توسط olive | 

to eksire mani
to manye zendeghie mani
to sar manzele har safare mani
to sar cheshmeye har atashe mani
to khubtarine man haye mani
to negahe chashme mani
to nabze raghhaye mani
to tapeshe galbe mani
to gharmaye tane mani
to vazne budane mani
to dame har nafase mani
to har lahzeye omre mani
to mokhatabe har khetabe mani
to ghirandeye har nameye mani
to monadaye har nedaye mani

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/03/09ساعت 10:56  توسط olive | 
در آن لحظه ...

در آن پر شور لحظه

دل من با چه اصراري ترا خواست،

 و من ميدانم چرا خواست،

و مي دانم كه پوچ هستي و اين لحظه هاي پژمرنده كه نامش عمر و دنياست ،

اگر باشي تو با من،

خوب و جاويدان و زيباست .

***

+ نوشته شده در  شنبه 1384/03/07ساعت 19:57  توسط olive | 
دختران دشت!

دختران انتظار!

دختران اميد تنگ در دشت بي كران،

و آرزوهاي بيكران در خلق هاي تنگ!

دختران آلاچيق نو در آلاچيق هائي كه صد سال!

- از زره جامه تان اگر بشكوفيد

باد ديوانه

يال بلند اسب تمنا را آشفته كرد خواهد...

 ***

دختران رود گل آلود!

دختران هزار ستون شعله،‌به طاق بلند دود!

دختران عشق هاي دور

روز سكوت و كار شب هاي خستگي!

دختران روز بي خستگي دويدن، شب سر شكستگي!

- در باغ راز و خلوت مرد كدام عشق -

در رقص راهبانه شكرانه كدام آتش زداي كام

بازوان فواره ئي تان را خواهيد برفراشت؟

***

افسوس! موها، نگاه ها به عبث عطر لغات شاعر را تاريك مي كنند.

 دختران رفت و آمد در دشت مه زده!

دختران شرم شبنم افتادگي رمه !

- از زخم قلب آبائي در سينه كدام شما خون چكيده است؟

 پستان تان، كدام شما گل داده در بهار بلوغش؟

 لب هاي تان كدام شما لب هاي تان كدام

 - بگوئيد !-

در كام او شكفته، نهان، عطر بوسه ئي؟

 شب هاي تار نم نم باران

- كه نيست كار -

 اكنون كدام يك ز شما بيدار مي مانيد

در بستر خشونت نوميدي

 در بستر فشرده دلتنگي

در بستر تفكر پر درد رازتان،

تا ياد آن - كه خشم و جسارت بود-

بدرخشاند تا دير گاه شعله آتش را در چشم بازتان؟

***

 بين شما كدام

- بگوئيد !-

بين شما كدام صيقل مي دهيد سلاح آبائي را براي روز انتقام؟

« تركمن صحرا - اوبه ي سفلي »

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/03/02ساعت 12:3  توسط olive |